• شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ ۱۱:۲۲فرهنگی/هنریایسنا

    این فرمانده، کربلا را برای آیندگان می‌خواست


    در حالی که محسن سعی می‌کرد اشک‌هایش را از من پنهان کند، گفت: «مادر دلم بدجور هوای کربلا کرده.» به او گفتم: «من چشام آب نمی‌خوره تو بری کربلا را ببینی. کربلا را که نمی‌بینی هیچ، ما رو هم به فراق خودت می‌نشونی.»


    مشاهده خبر